درمان فراشناختی اضطراب و افسردگی

دوره آموزشی درمان فراشناختی اضطراب و افسردگی

مدت دوره: ۴۸ ساعت (هشت روز)

مدرس: دکتر شهرام محمدخانی (دانشیار روانشناسی بالینی دانشگاه خوارزمی)

زمان شروع: بعد از تکمیل ظرفیت

روزهای برگزاری: پنجشنبه‌ها ساعت ۱۴ الی ۲۰

تلفن‌های ثبت‌نام: ۸۸۳۵۶۷۳۶ -۸۸۳۵۷۳۲۲ همراه: ۰۹۱۰۹۲۹۰۰۶۷ – ۰۹۳۹۱۹۶۸۳۰۲

درمان فراشناختی اضطراب و افسردگی پیشرفت جدیدی در درک علل مشکلات بهداشت روانی و درمان آن‌ها است. این رویکرد براساس نظریه‌ی بنیادی کارکرد اجرایی خود نظم‌بخش (ولز و ماتیوس، ۱۹۹۴، ۱۹۹۶؛ ولز ، ۲۰۰۰) استوار است. این رویکرد ابتدا در مورد اختلال اضطراب فراگیر به‌کار برده شد و بعد به‌ عنوان یک رویکرد درمانی کلّی گسترش یافت. نظریه‌ی فراشناختی بر این اصل استوار است که بر خلاف شباهت‌های بنیادی در مکانیزم‌های آسیب‌شناختی در میان اختلال‌های روان‌شناختی، هر اختلال محتوای خاص خود را درسطوح شناختی و فراشناختی دارد.

درمان فراشناختی اضطراب و افسردگی بر این اصل استوار است که افکار مهمّ نیستند، امّا پاسخ شما به این افکار مهمّ‌اند. همه، افکار منفی دارند و هرکسی گاهی افکار منفی خود را باور می‌کند. امّا همه دچار اضطراب، افسردگی و ناراحتی هیجانی پایدار و مداوم نمی‌شوند. پرسش مهمّ این است: چه چیزی افکار را کنترل کرده و تعیین می‌کند که آیا فرد می‌تواند خود را از شرّ این افکار منفی رها سازد یا این که در دام ناراحتی عمیق و مداوم گرفتار می‌شود؟

 درمان فراشناختی اضطراب و افسردگی بر اساس نظریه‌ی بنیادی «الگوی کارکرد اجرایی خود نظم­ بخش» استوار است. این مدل دلیل آسیب پذیری به اختلالات هیجانی را الگوی توجه معطوف به خود افراطی، فعالیت باورهای فراشناختی ناسازگارانه و فرآیندهای بازتابی خاص می‌داند به این پرسش پاسخ می‌دهد. این درمان فرض می‌کند که فراشناخت‌ها مسئول کنترل سالم و ناسالم ذهن هستند. به علاوه، این اثر بر این اصل استوار است که آن‌چه هیجان‌ها و نحوه‌ی کنترل آن‌ها را تعیین می‌کند، نه «چیستی» افکار فرد (به چه فکر می‌کند) بلکه چگونگی تفکّر فرد است. 

درمان فراشناختی اضطراب و افسردگی رویکرد نوظهوری است که در سال های اخیر در زمینه درک و دران اختلال های عاطفی مطرح شده است. طی این سال ها چند مطالعه در زمینه‌ی اثربخشی درمان فراشناختی در مورد افسردگی انجام شده است. نتایج این مطالعات نشان می‌دهد مداخلاتی هم چون درمان فراشناختی که بر تغییر ارتباط بیمار با افکار و احساسات ناکارآمد تمرکز می‌کند به مراتب مفیدتر از تلاش برای تغییر محتوای فکر و باور است. بنابراین به نظر می‌رسد این رویکرد می‌تواند نقص‌ها و کاستی‌های نظریه‌های شناختی را جبران کند و تا حد زیادی مانع عود این بیماری پس از درمان افسردگی گردد. همچنین نقش بسزایی در اقدامات پیشگیرانه داشته باشد.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.